آخییییییییییییییییییییییییش

بعد از اینهمه زحمت و پررو بازیهای عروس خانوم بی تربیت

بالاخره دیروز شرش کم شد اول خانوادش بعدشم خودش

ولی دلم برای نی نی داداشم تنگ میشه دیروز ده روزش بود که بردنش

اینقدر هم پررو شده بود که نگو دختره بی تربیت البته از این خانواده هیچی بعید نیست

همه فامیل فهمیدن که این و خانوادش تربیت خانوادگی ندارن و بلد نیستن رفتار کنن مامان من بنده خدا اینهمه زحمت کشید شب بیداری رفت و امد و تر و خشک

از شستن لباسهای عروس بی تربیتش تا اینکه بره تو بیمارستان بخوابه یادش بده چیکار کنه بعدشم بعد اینهمه زحمت

مثل خر سرشو انداخحت پایین رفت

به درک بره که دیگه برنگرده نافهم و کژ فهم

شورشو در اورده

بخاطر اینا حتی وقت نکردم تزریقاتم رو انجام بدم بیشعورا

حالا که دیگه رفتن به درک حسش نیست

راستی بعدشم قراره بیان برای ختنه کردن بچه اینا فقط دارو و دواشون رو میارن اینجا

خوبه ما اسباب کشی کردیم جاییکه همه چیز در دسترس و بهتره وگرنه باید میومدن توکوچه و بازار

مخ داداشم رو تلیت میکنه بعد میگه بگو من اینطور میخوام یا گفتم فکر کرده بقیه خرن

منم چیز زور بگه حالش رو میگیرم دختر پررو

قبلا میخواست مخ منو بزنه داداش دست گلم رو تقدییمش بکنم از این اخلاقا نداشت الان که خرش از رو پل رد شده هرچی میخواد میکنه منو حالشو میگیرم

بدبختی ما جلو کسی لو نمیدیم ولی پاش برسه دودمانش رو میریزم بیرون بی تربیت و نفهم

والله

پررویی هم حدی داره

فعلا که گم شده نفس میکشیم تا ببینیم باز کی میاد برنامه هامون رو بریزه بهم و موج منفی از خودش در وکنه

میبینمش حالم بد میشه بعضی اوقات میرفتم جای دیگه

قیافش رو نبینم

الهی نی نی سر باباشم رفته صبور و ناز

 

آآآاااااااااااااااااااااخییییییییییییییییییییییییش