حمله موجهای منفی
این روزها خیلی شادم میگم میخندم کلا روحیم عوض شده راحت با بقیه میرم بیرون
گردش ارتباط برقرار میکنم و... با کسانیکه مثلا میشه اینطور تعریفشون کرد دختر خاله دختر داییم منظور به اینکه یعنی فامیل درجه یک نیست ولی روحیات بهم میخوره
خلاصه اینکه خودم رو زدم به کوچه علی چپ گرچه ماهی یکی دوبار تزریق میکنم ولی ین چیزها منو از پا در نمیاره و همچنان شادم
بیشتر بخاطر حرص در اوردن بقیه که با یه سردرد کوچولو میگن وای توکه جا من نیستی
ببینی چه دردی داره وای تو که این دردو نداری
فقط بلدی بخندی و هرهر بزنی و بلندبلند حرف بزنی و بخندی
منم تودلم میگم تا چشات در بیاد
اینقدر میخندم تا بفهمی زندگی با ام اس یعنی خنده یعنی شادی یعنی زندگی
نه اینکه بشینم دنبال درد بگردم و فکر کنم من بدترین و بیمارترین ادم هستم
و بقیه هیچی
برو بابا
بی خاصیتهای کوته فکر
همیشه به بابام میگم اگه کسی جای من بود الان ۶ ماه بود تو کما بود ولی من راحتم و هیچ مشکلی باخودمم ندارم و خشوحالم که تابحال ازدواج نکردم و راهم رو سد نکردم
و. موقعیتهایی هم که پیش میاد بدرد خودشون میخوره اخه ازدواج سنتی بدرد من که شرایط خاصی دارم و ادم خاصی هستم نمیخوره
بعدشم به اشنا نباید بگی همینم مونده بقیه رو خبردار کنه و بشینن و سکته بزنن پس بیخیال زندگیمو میکنم
و شادم تا باورتون نشه
برای همین هست که بهتون ۶-۷ ساله هیچی نگفتم چون کوته فکرید و باورتون مسخره است
پس من با ام اس خوبم و خوشم
همین حالا هی رزه برید جلوی من بگید توکه سردرد نداری بفهمی ما چی میکشیم تو که ام اس نداری بفهمی من از استرس دارم میمیرم توکه سرمانخوریدی ببینی گلوم چقدر چرکی شده
همه اینا موج منفیه ولی من خودم رو با کوچه علی چپ مطابقت دادم چون میخوام زندگی کنم در همین چندسال تا بعد از مرگم بقیه بفهمن من چه ادمی بودم و اینا چه کمسانی بودن که جلوی من جرات میکگردن اینچنینی دردهای مسخره رو به رخ بکشن
وای چقدر دوست دارم باد ادمهای خاص و موج مثبت باشم ولی افسوس

بفـــــــــــــــرما تو دم در بده