چیزی شبیه معجزه
بار ماه رمضان آمد و استرس حالا بماند استرسش برای چیه ولی یادم هست سالهای قبلتر که برای پیشواز روزه میگرفتم شاید ۲۰ روز بیشتر تا بعد وارد رمضان شوم خوش بود
سفره افطار و افطاری و. سحری رنگ وبوی خحاصی داشت برایم و دوست داشتم مثل توی فیلمها همیشه برای م اتفاق خاصی بیفتد و چیزی شبیه معجزه تا اینکه چدسال قبل ام اس وارد زندگیم شد در ماه رمضان و ....
و دیگه اون حس و حال رو ندارم شاید کم و بیش روزه هایم رو بگیرم ولی هیچ حس خوشایندی ندارم و شاید تازه بیشتر استرس میگیرم و دوست دارم زودتر تمام شود
سال نود در برنامه ماه عسل خیلی خوشحال شدم که جزو بیماران ام اس هستم و امسال سال نود و دو با تفاوت دو سال احساس ناراحتی کردم
چرایش مشخص است ؟
دو سال پیش از زن و مرد جووانیکه خانم مبتلا به ام اس است دعوت کردن و همسرش با اگاهی از بیماری دختر و مشکلات زیدی که داشت و عصا به دست بود ابراز علاقه کرده بود و جزو خوانندگان وبلاگش بود و اشناییش همینطور و بعد دوستان دیگر رو که یکی قله دماوند رو فتح و دیگری سرپا و رییس انجمن ام اس و همدردان بود به خودم کلی افتخار کردم و احساس رضایت و خرسندی که بالاخرعه در رسانه ملی ام اس به نحو احسنت و در سه حالت متفاوت نشان داده شده
و امسال بخاطر پرس و جو های زیادی که دوستان و مردم داشتن باز زن و شوهر جوان رو به برنامه ماه عسل فراخواندن ولی دریغ از اینکه من به تنهایی داشتم این برنامه رو نگاه میکردم که یهو ....
سوسن سوسنیکه با عصا بود دو سال پیش و دست در دست امیر باهم قدم زنان وارد صحنه شدن الان سوسن چاق شده بخاطر استفاده از کورتنها و قرص و .... متفاوت و روی ویلچر نشسته و حالا میخواهد به مردم نشان بدهد که بله ام اس یعنی عصا و یولچر یعنی بعد از دوسال بیماری من پیشرفت کرده و ویلچر نشین شدم
اخ که داغون شدم اخ که وقتی امیر بلند میگفت من حرف و حدیثهای زیادی توی زندگیم داشته ام بخاطر خانمم و میگفتن چرا این چرا با این زن و مشکلاتش ازدواج کردی و حالا که ...
امیر خیلی با کمال پررویی جواب داد من بخاطر پاهایش با او ازدواج نکردم که حالا باطر ویلچریش ناراحت باشم من میدونستم و این از عهده من بر میومد حتی توی وب سوسن بارها خوانده بودم که وقتی امیر خسته و کوفته از سرکار میاد غذا درست میکند و عکسهایش رو گذاشته بود مرغ و سوپ برنج ته دیگه سبزی سالاد و...
وقتی حرفهای امیر رو میشنیدم بقول سوسن خیلی بهش حسودیم شد از اینکه همسری داره که براش حکم یه فرشته رو داره اشکم دراومد
بهرحال از برنامشون راضی نبودم و تمام شد
جالبیش اینجاست که قبل از اینکه این پست رو بیام بنویسم پست دیگری نوشته بودم و این عکس رو گذاشته بودم ولی الان دلیتش کردم و فقط عکس سفره های افطاری رو کپی پیست کردم همین
روزه هاتون مقبول و التماس دعا

************
پیوست : من تعجب میکنم از کسانیکه بعنوان الگو میارن توی برنامه اونم توی ماه رمضان یعنی ادمهای خاص و کسانیکه موفق هستن نه کمسی مثل سوسن که اگر برید و کامنتهای پستهاش رو بخونید میبینید فقط داره تند حرف میزنه با مخاطبان و با کمال پررویی در جواب میگه من اینو نگفتم اینو پرسیدن و....
ولی واقعیتش هرکسی ایشون رو میبینن و یا به وبلاگش میرن دپرس میشه من خودم بعنوان یه بیمار و هم بعنوان یه خواننده وقتی میرم وبش رو میخونم همش از غم و عذاب و مشکلات مینویسه و واقعا روحیه ادم رو میگیره
متاسفم براشون که باید درست حرف بزنن و با وجود اینکه توی صداوسیما همه دیدنش باید از موفقیتاش بنویسه ولی داره در زمان گذشته خودش زندگی میکنه و همیش میگه فلان سال میرفتم سرکار فلان سال نرفتم سرکار خب شما رو چرا بعنوان یه ام اسی اکتیو اوردن صداوسیما شما رو باید بعنوان یه نمونه بارز ام اس که جامعه ام اس رو اینطور پذیرفته شناسایی میکردن و دعوت میکردن
بهرحال برات واقعا متاسفم
الان همین دیروز یکی از دوستان قدیمی خانوادگی خانمش که بالای ۵۰ سال داره یهو فلج میشه فلج کامل روحیشو میابزه همه میگن حتما ام اس داره چرا چیزه دیگه ای به ذهنشون نیومد بهرحال بعداز مدتی و ازمایشات متعدد میفهمن کمبود ب دوازده یا فولیک اسید داشته و الان امپولهای ویتامینه میزنه متاسفم برای جامعه و تو بعنوان یه ام اسی که فقط بلدی مثل بقیه آه وناله بکنی و متاسفم برای خودم که باید فقط اسم این بیماری رو به یدک بکشم و این سختر از خود بیماری هستش و باید چنین ادمهایی رو تحمل کنیم با کوته فکری خودشون که از حرف مخاطبان برداشت بد میکنن و تند تند با هرلحنی دوست دارن جواب میدن ![]()
بفـــــــــــــــرما تو دم در بده