سلام دوستان ام اسی و باحال و خاص بنده    امیدوارم تعطیلات بهتون خوش گذشته باشه و کیف کرده باشید و ام اسم حال کسی رو نگرفته باشه

همیشه همینطور بوده وقتی به چیزی فکر نمیکنی و انتظارش رو نداشته باشی پیش میاد من خودم رو میگم که هیچ وقت هیچ وقت به ام اس فکر نکردم و هیچ وقت فکر نمیکنم مریض باشم ولی اگه کسی در موردش حرفی بزنی یا چیزی ببینم چرا فرق میکنه یکمی تو خودم فرو میرم

امسال هم مثل سالهای قبلی عید اومد و تعطیلات رو گذروندیم و از فردای تعطیلاتم ملت میرن به کاراشون میرسن و بنده در رختخواب هستم عادی شده دیگه به سرنوشت خودم فکر میکنم میبینم چیزی توی این دنیا گیرم نیومده و بیشتر شبیه بدبختا هستم ولی از لحاظ خانواده خوشبخترین آدم

حالا از اینا بگذریم اینکه گفتم انتظارش رو نداشتم این بود وقتی میرفتیم میزدیم به کوه و دشتو دمن و همه خوشحال و از هوا و طبیعت استفاده میکنن یهو ببینی اون بغلیت که روی ویلچر نشسته و همسایه بغلیت میشه و همه فک و فامیل میشناسنش جز من و مامان بعد حرف میره سر ام اس و ویلچر و فلجی و رنگ به رنگ شدن من   و نگاههای من به مامان و مامان به من و دم نزدن که خدا نکنه یوقت کسی چیزی بفهمه که عمرا بفهمن و  ............

از اینم بگذریم وقتی میبینی کسی که همسن و سال خودته ولی من بدبخت تو خونه کفک زدم و بقیه سرکار و میرن عیدی و حقوق میگرن و عیدی میدن خیلی حالم میگیره خیلی دوست ندارم اونجا باشم این صحنه ها رو ببینم ولی زمونه است دیگه سرنوشت ما هم همینه دیگه رشته ایکه یه زمانی بازار کار داشت ولی حالا بخاطر بی پارتی بودن یا کمی بازار کارش باید تو خونه بپزی بسابی ....

اینم ولش کنید بهرحال انتظار اینچنین صحنه هایی رو نداشتم بهرحال عید خدا رو شکر تموم شد و بازم به خوابیدن و خوردنمون ادامه میدیم

امیدوارم برای شماها هم سال خوبی باشه   و سال خوبی رو شروع کرده باشید و از ماکه گذشت ولی ایشالله به ازروهای خوبتون برسید و همیشه شاد باشید بدون کمترین غصه و ناراحتی