تو این چند ماه اخیر عوارضی رو تجربه کردم   http://oshelam.persiangig.com/image/zarde%20kochik/cachoo.gif  که حتی در اوایل بیماریم تجربه نکرده بودم 

 همون اوایل که بتافرون میزدم کمی جای تزریقها قرمز و دردناک شده بود و خودم گرمایی و عصبی شده بودم ولی بعد از شروع آوونکس عصبیتم کمتر شده بود و خوب بود در کل و مثل همیشه بودم کسی هم شک نمیکرد چه خبره دنیا

تا اینکه چند ماه پیش ناگهانی پشتم رو دیدم که میتونم تشبیهش کنم به غربال که علاوه بر جای نیدلها حالت زخم و جوش جوش قرمز و لکه ای شده بود وقتی دیدم شوکه شدم   و رفتم دکتر و بهم قرص داد  یه هفته خوردم ولی بعدش انداختم دور و بجاش لوسیون و پماد گرفتم استفاده کردم و بعد مدتی خوب خوب شد البته تو این مدت خارشهای سر سام آوری هم بوجود اومده بود اینها رو خودم فقط تجربه کردم یعنی دور و بریام ندیدن یه بار که بهتر شده بود جای تزریقام به مامانم گفتم مامان گفت از کی تا حالا اینطور شده گفتم مدتی هست و بعدشم هر ماه آزمایش میدادم که همه نتایج عالی بودن تازه چند روز پیشم توی خواب بیدار شدم از درد که درد زانو بود و کمر درد   که مخصوصا توی سرما یا وقتیکه ظرف میشورم دنبالچم خیلی درد میگیره

بهرحال برام خیلی تعجب آوره منیکه اینهمه کار خونه انجام میدم و ظرف میشورم حتی بجز خونه جاهای دیگه چرا اینقد دنبالچه کمرم درد میگیره . بیخیال ولش کن

از اینا گذشته خیلی  دوست دارم برم یه جایه دور    که هیشکی ازم خبر نداشته باشه ولی زهی خیال باطل

و  اگه آشنایی یا آدمهای قدیمی و گذشته رو ببینم خودم رو ازشون قایم میکنم و فراری شدم    اینم نمیدونم چرا ولی خیلی برام پیش اومده شاید بخاطر اینه که ازم سوالی نپرسن یا خبری نداشته باشند 

 

این روزا آدمهایی که منو روزای اول دیده بودن رو میبینم که بشدت ازشون متنفرم  مار از پونه بدش میاد جلوش سبز میشه حالا این حکایت من و .....  وقتی میبینمشون یا توصیفشون رو میشنوم دلم یه جوری میشم نمیتونم توضیح بدم ولی جوریکه فشارم انگار میفته حالت بدی بهم دست میده دلم یه جوری میشه انگار دوست ندارم ببینمشون یا اونا منو ببینن یا در موردشون چیزی بشنوم ازتون متنفرم متنفر

 

 

 

 

 

میدونم خرافاته ولی خیلی دوست دارم بقول اینهایی که میگن امسال آخر دنیا باشه حداقل برای من

چیه ها کسی حرفی داره ؟