ماه عسل سال 90
امسال ماه رمضون برای من عجیب بود هم اینکه تونستم خودم رو بعد چند سال خالی کنم و جرات کنم تمام ریز نوشته و یاد آوریها رو بگم توی دلنوشته هام و وبلاگم ![]()
و یکی اینکه حضور بچه هایی که عکسشون رو دیده بودم یا باهاش در ارتباط چتی ایمیلی وبلاگی بودم رو ببینم توی ماه عسل امسال ![]()
خیلی ازتون ممنون از فربود عزیز که سمبل یه ام اسی که مثل ادم طبیعیه و ثابت شد به بعضیها که ام اسی اینطورم داریم اخه منم اینطوریم مثل فربود کسی حتی یه درصدم احتمال نمیده ولی خوشحال شدم واقعا میگم خوشحاااااااااااااااال شدم
ولی خیلی کوتاه بود خیلی و از حسین کاکاوند که حرف دل ما رو زد از سوسن جون مهربون و همسرش که حرف تمام ام اسیها رو زد از اینکه بهمون ترحم نکنن از اینکه با فیلمی که نشون دادن یاداوری خاطرات بوده و همهممون ازجمله خود سوسن جون بغض کرد از حمید که لحظه ای نشونش داد و گفت ام اس رو دوست دارم خیلی خوب بود خییییییییییییییییییییییییییییییلی و از نازنین عزیز من همش توی هال نشسته بودم فریاد میکشیدم میگفتم اااااااااااااااااااااا این فلانیه این یکی رو هم میشناسم مرسی گل کاشتید ایشالله جامعه و مردم ددیشون نسبت به این بیماری عوض بشه
مرسی از اینکه بچه ها هوای همو دارن و میخوان فرهنگ سازی کنند 
منم ام اس رو دوست دارم 
چون احساس اینکه یه جور دیگه به زندگی نگاه کنیم رو نشون داد از اینکه خدا ما رو بیشتر دوست داره از اینکه ظرفیت و صبر ما بیشتر از آدمهای عادیه
بفـــــــــــــــرما تو دم در بده