همسر فعلی من

سلام میدونید مردم چند سال پیش پشتم شایعه کردن که من ازدواج کردم خیلی لطف کردن چون هم منو از استرس ازدواج بیرون آوردن هم اینکه واقعا من ازدواج کردم ![]()
اونم با کی ؟
با یه همسر خوب و وفادار که درکمم میکنه و حداقل میاد و هفته ای یه بار منو میبینه ( آوونکس ) نه اینکه محل کارش جایه دیگست و از من دوره ( یخچال ) برا همین همینم غنیمته ولی بعضی اوقاتم میاد روی دلم میمونه و دیگه دست از سرم بر نمیداره ( عوارض بعد از تزریق ) هی میگم بابا فهمیدم دوسم داری برو سرکارت دیگه خلاصه بعد دو روزی بساطشو جمع میکنه و میره ![]()
و منم خوشحال از اینکه پا به پای من ایستاده و کوتاهم نمیاد
از اینجا هم باید از خانواده گلم تشکر کنم از داداشی خوبم که شبی که قراره همسرم از سفر برگرده ( آوونکس از توی یخچال ) بهم کمک میکنه یعنی بجام ظرفهای شام رو میشوره بعضی اوقات اگه هوس ساندویچ بکنم میره سه سوته برام میخره
از بابای خوبم که آب پرتقال با دستش میگیره برای پذیرایی از همسرم که تشریف میاره ( بعد از تزریق آوونکس بخاطر ویتامین ث ) از مامان خوبم
که خیلی درکم میکنه و اون شب برام غذای خوب درست میکنه
و از داداش بزرگم که ازدواج کرده و بخاطر حساس بودن من به خانمش این جریان رو نگفته
تا در آرامش باشم و اون روز اینجا هم اگه باشه سر ساعتی خاص پا میشه میره بخاطر من مرسی داداشی ازت که درکم میکنی ![]()
خلاصه اینکه وقتی همسر از سفر بر میگرده و میاد همه براش سنگ تموم میذارن ![]()
این دسته گل هم تقدیم شما خانواده عزیزم که به اندازه همه دنیا دوستتون دارم

حالا موندم به شایعات مردم که چرا میگن همسرم شیرازیه ؟؟؟؟؟
بفـــــــــــــــرما تو دم در بده