ازت ممنونم
یکی از مرغامون بعد از چهار ماه بیماری امروز دیگه افتاد یه گوشه داره جون میکنه
دلم خیلی سوخت نشستم نگاهش کردم که پاهاش بی جون شده نمیتونه راه بره صبح وقتی راه میرفت بعد دو سه قدم راه رفتن میفته
دلم خیلی سوخت خیلی دیگه داره نفسهای آخرشو میکشه بخاطر اینکه تخمهای خوبو محلی بهمون دادی ازت متشکرم مرغ جونی ![]()
پیوست : نمیدونم چرا جدیدا اینقدر روحم حساس شده ![]()
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم خرداد ۱۳۹۰ ساعت 22:20 توسط یاس
بفـــــــــــــــرما تو دم در بده